بررسی انواع روابط نامناسب برای ازدواج ،ویژگی ها و علل آن ها

بررسی انواع روابط نامناسب برای ازدواج، ویژگی ها و علل آن ها

در مقاله ی قبل به  5 مورد از ویژگی های مشاهده شده ی افرادی که برای ازدواج با یک دیگر مناسب نیستند  در جلسات مشاوره پیش از ازدواج در اصفهان اشاره کردیم و به تفصیل به بررسی این موارد پرداختیم ، درادامه ی مباحث گذشته ، دراین مقاله به بررسی انواع روابطی که مناسب ازدواج نیستند می پردازیم .

چه روابطی که مناسب ازدواج نیست؟

 1 رابطه ای که شما بیشتر عشق می ورزید

شما عاشق هستید، اما از احساس طرف مقابل خود مطمئن نیستید . اینطورمی پندارید که با یک دیگر ، یک زوج ایده آل خواهید بود. اما او آنقدرها هم از رابطه با شما هیجان زده نیست. وقتی که در کنارتان نیست، مدام به او فکر می کنید. اما این طور به نظرمی رسد که او بدون شما مشکل چندانی ندارد . یک رابطه هنگامی که فقط یکی از طرفین در اکثراوقات تعقیب کننده ی دیگری است، سالم نبوده واز تعادل خارج است.

  • اینکه یک نفر به چنین رابطه ای ادامه می دهد می تواند به دلایل زیر باشد :

الف تکرار الگوی دوران کودکی: اگر در کودکی عشق یا توجهی را که به آن نیازداشتید، به شما داده نمی شده است، احتمالاً ناخود آگاه تصمیم گرفته اید که سخت تلاش کنید تا دوستتان بدارند.

ب خود را تنبیه می کنید : احساس می کنید که مستحق عشق و توجه نیستید و لیاقت عشق را ندارید. بنابراین در چنین روابطی باقی می مانید تا به خود اثبات کنید که مستحق عشق نیستید.

ج همانندسازی با یکی از والدین : اگردر کودکی شاهد آن بودید که مثلاً مادرتان مدام به خاطر توجه، در تعقیب پدرتان بود ، ممکن است چنین نتیجه گرفته باشید که «روابط» اصولاً اینگونه است و کاملاً طبیعی است که یکی از طرفین دیگری را بیشتر دوست داشته باشد .

 2 رابطه ای که شما کمتر عشق می ورزید

این طرف مقابل است که بیشتر به شما عشق می ورزد. شما سعی می کنید تا خودرا متقاعد کنید که بیش از آن چه واقعیت دارد، او را دوست دارید . اما از درون خود می دانید که نسبت به او احساس عشق ندارید . این نوع ارتباط، همانند رابطه ی نوع اول متعادل و سالم نبوده و سرانجامی نخواهد داشت واز جمله مواردی می باشد که میتواند زمینه ساز طلاق باشد و متخصصان ما از روبرو شدن با چنین مراجعانی در جلسات مشاوره طلاق دراصفهان ، گزارش می دهند .

  • دلایل زیرمی تواند این نوع ارتباط را توضیح دهد :

الف می خواهید از خود محافظت کنید : اگردر گذشته از طرف کسی که او را واقعاً دوست داشته اید، آسیب دیده باشید، ممکن است این تصمیم ناخود آگاه را گرفته باشید که دیگرهرگز کسی را آن چنان دوست نداشته باشید، که بعدها از طرف او آسیب ببینید .

ب یکی از والدین خود را تنبیه میکنید : فرد مقابل خود را به جای یکی از والدین خودقرار می دهید و عصبانیت خود از آن والد را بر روی او تخلیه می کنید. او را طرد می کنید تا همان کاری را کرده باشید که او (والد) در کودکی با شما کرده است .

ج می خواهید دیگران را کنترل کنید : رابطه با کسی را انتخاب می کنید که بیشتربه شماعشق می ورزد تا احساس برتری کنید و احساس کنید که همه چیز در کنترل شماست . هنگامی که فرد مقابل شما در طلب عشق و محبت شما باشد ، آسیب پذیرتر خواهد بود و شما احساس می کنید که روی او کنترل دارید.

د همانندسازی با یکی از والدین : اگردر کودکی شاهد آن بودهاید که یکی از والدین شما سردتر، گوشه گیرتر و منزوی تراز دیگری است ، ممکن است بپندارید که چنین وضعی در روابط کاملاً طبیعی است . اگر با آن والد همانندسازی کرده باشید ، همان الگو را در روابط خود، تکرار می کنید ، که این موضوع در بین مراجعان در جلسات مشاوره پیش از ازدواج در اصفهان مشاهده می شود .

بررسی افراد نامناسب برای ازدواج

 3 رابطه ای که در آن احساس می کنید فرد مقابل نیاز به تغییر دارد

در این گونه روابط عشق معطوف به خود آن فرد نیست ، بلکه عشق به آن فردی است که امیدوارید به آن تبدیل شود . این نوع روابط به طرز شدیدی اعتیاد آور است ، چراکه شما در دام امید به کسی می افتید که قرار است فرد مقابل به آن تبدیل شود . دست کشیدن و دل کندن از این امید ، بسیار مشکل است، چرا که هرگز قادر نخواهید بود بگوییدکه بالاخره آن تغییر خاص چه وقت به وقوع خواهد پیوست . این نوع ارتباط شباهت به قمار دارد.

در زیربرخی از علا می این نوع ارتباط آورده شده است :

  • به خود می گویید که او به اندکی وقت نیاز دارد تا خود و زندگی خود را جمع و جور کند.
  • به خود می گویید که هیچ کس تا به حال او را آن گونه که باید، دوست نداشته است و اگر شما به حد کافی به او عشق بورزید، قادر خواهید بود تا او را تغییردهید.
  • احساس می کنید که هیچ کس او را درک نمی کند و همه او را دست کم می گیرند وفقط شما هستید که ماهیت واقعی او را می شناسید.
  • مدام نزد خانواده و دوستان خود به خاطرمشکلاتی که در رابطه تان وجود دارد ، عذر وبهانه می آورید.
  • احساس می کنید که هرگز نمی توانید او را ترک کنید ، چرا که با ترک کردن او احساس بی ارزشی او را تایید می کنید و او دیگرهرگزتغییر نخواهد کرد. به او بیشتراز خود او، ایمان دارید و می دانید که عشق کافی از طرف او دریافت نمی کنید، اما به خود می گویید که او دارد نهایت تلاشش را می کند.
  • دلایل زیرمیتواند این نوع ارتباط را توضیح دهد :

الف می خواهید روی او کنترل داشته باشید. وقتی به منظور اصلاح کسی به رابطه ای وارد میشوید، طبیعتاً نسبت به او احساس برتری خواهید کرد و احساس می کنید که روی او تسلط دارید.

ب از خودتان و زندگی خودتان فرار می کنید. با تمرکز برروی کارهایی که فرد مقابل باید یا نباید انجام دهد، شما وقت چندانی برای پرداختن به زندگی خود نخواهید داشت . وقتی سر گرم اصلاح دیگران هستیم دیگر وقتی نخواهیم داشت تا به خودمان و نقایص خودمان بپردازیم.

ج در کودکی به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید آنچه را می خواهید، بدست آورید. اگر در کودکی طرد شده اید یا به قدر کافی دوست تان نداشته اند، ممکن است ناخود آگاه این نتیجه گیری را کرده باشید که نمی توانید آنچه را می خواهید از آنهایی که دوست شان دارید، بگیرید. بنابراین سعی می کنید با کسانی رابطه داشته باشید که همان احساس ناکامی کودکی را در شما باز تولید کنند. هرگز فراموش نکنید یک رابطه ی سالم رابطه ای است که فرد مقابل را همان گونه که «هست» بپذیرید و از او راضی باشید. ب همین علت است که ما همواره در جلسات مشاوره کودک در اصفهان ، به والدین یادآور می شویم که از طرد کودکان بشدت بپرهیزند تا ازوقوع آسیب ها احتمالی در آینده ی فرزندان شان پیشگیری شود .

4 رابطه ای که در آن می خواهید دیگری را نجات دهید

افراد در این نوع رابطه ، نه از آن رو که با همسرشان تفاهم دارند، بلکه به این دلیل که احساس می کنند مجبورند تا به او کمک کنند، وارد رابطه می شوند. کسی را پیدا می کنند که آسیب دیده یا شکننده است و یا این که دیگران او را دوست نداشته اند و حالاشدیداً احساس میکنند که باید به او کمک و محبت کنند . ترک گفتن این گونه روابط معمولاً بسیار مشکل است و مراجعان بسیاری در جلسات مشاوره پیش از ازدواج در اصفهان بیان می کنند که توان بیرون آمدن از چنین روابطی را ندارم .

در زیربرخی از علائم این نوع ارتباط آورده می شود :

  • به کسی علاقمند هستید که مشکلات روحی، جسمانی و یا اقتصادی جدی دارد.
  • به کسی علاقمند هستید که به تکرار احساس سر در گمی، ناتوانی و قربانی بودن می کند و شما او را دلداری می دهید، آرام می کنید و تشویق می کنید.
  • غالباً در مقابل او نقش والد را ایفا می کنید. او را نصحیت می کنید، هشدار می دهید، ازمشکلات احتمالی بر حذر می کنید.
  • در گذشته با او بد رفتاری شده و یا به طرز بدی آسیب دیده است و شما احساس می کنید که مجبور هستید گذشته ی او را جبران کنید.
  • کم ترمی توانید به او تکیه کنید، بلکه بیشتراو به شما تکیه می کند.
  • رفتارهایی را از طرف او تحمل می کنید که هرگز به طور معمول نظیر این رفتارها را از فرد دیگری نمی پذیرید.
  • وقتی دیگران از شما می پرسند که چرا با چنین فردی رابطه دارید، احساس می کنید که از او بهانه جویی می کنند و فوراً درصدد حمایت از او برمی آیید ، این موضوع در جلسات مشاوره خانواده در اصفهان، باعث شکایات زیادی از سوی خانواده هایی که فرزندان در آستانه ی ازدواج دارند میشود و ناراحتی عمده ی آن ها این است که فرزندانشان این راهنمایی های منطقی آن هارا ، بهانه جویی تلقب می کنند .
  • احساس می کنید هیچ کس همانند شما قادر نیست که او را درک کند و دوست داشته باشد، بنابراین نمی توانید او را ترک کنید.
  • نگران هستید که اگر او را رها کنید ، آیا او شخص دیگری را پیدا خواهد کرد تا از او حمایت کند.
  • دلایل زیرمی تواند وجود این نوع ارتباط را توضیح دهد:

الف تکرار یک الگوی دوران کودکی : اگردر کودکی شاهد آن بودید که یکی از اعضای اصلی خانواده ، نادیده گرفته می شود یا کسی او را دوست ندارد و یا با او بد رفتاری می شده است در بزرگسالی همان فرد را به شکل کسی که سخت به کمک احتیاج دارد، می یابید و نهایت تلاش خود را می کنید تا عشق، حمایت و محبتی را که نتوانستید در کودکی به آن عضو خانواده بدهید ، به او بدهید.

ب نیاز دارید که احساس برتری کنید : وقتی فردی را برمی گزینید که به هم ریخته است ، شما در موضع فرد برتر، عاقل ترو منسجم ترقرار خواهید گرفت.

ج نیاز به کنترل دیگران دارید: برخی اوقات از یاد می بریم که «کمک کردن» می تواندیک روش برای کنترل کردن دیگران باشد.

کسانی که در چنین روابطی وارد می شوند و خواهان نجات دیگری از طریق ارتباط عاطفی هستند، غالباً ترحم را با عشق اشتباه می گیرند.

 5 رابطه ای که در آن به همسر آینده ی خود به چشم یک الگو یا آموزگارنگاه می کنید

در این نوع روابط ما از همان ابتدا شاهد برابری و همتایی نیستیم ، چرا که یکی از طرفین مقام و مرتبه ی بلندی در چشم دیگری دارد. هنگامی که دانشجویی عاشق استاد خود می شود، یا بازیگر جوانی عاشق کارگردان فیلم می شود، ما شاهد شکل گیری چنین ارتباطی هستیم. وقتی عاشق کسی بشویم که الگوی ماست ، طبیعتاً رابطه ای برابر با او نخواهیم داشت. ممکن است در رفتار و یا گفتار خود به گونه ای وانمود کنیم که باهم برابر ،و همتراز هستیم اما از آنجا که مقام بلند و والایی را برای او در نظرداریم عملاً چنین چیزی ممکن نیست.

در زیر برخی از علائم این نوع ارتباط آورده میشود :

  • فکرمی کنید که او از شما باهوش تراست.
  • از او زیاد نقل قول می کنید: « رضا می گوید…» یا « به عقیده ی رضا …» یا «همانطورکه رضا می گوید …»
  • هرگز با عقاید، باورها و نظرات او مخالفت نکرده یا آن ها را زیر سوال نمی برید. احساس می کنید که او بیشتراز شما می داند.
  • دلتان می خواهد همه بفهمند که با «چه کسی» رابطه دارید.
  • احساس می کنید هرگز نمی توانید به موفقیت هایی نظیر آنچه که نامزد شما بدست آورده، نایل شوید.
  • احساس می کنید از بخت و اقبال شما بوده که او نصیب شما شده است.
  • حاضرید هرکاری بکنید تا بیشتربه او شبیه شوید. در اینجا لازم به ذکراست که شکست یک رابطه هرگزبه دلیل تفاوت جایگاه های دو نفر نیست، بلکه از نگرش و طرز برخورد آنها نسبت به جایگاه های خودشان ناشی می شود.

دلایل زیرمی تواند وجود این ارتباط را توضیح دهد :

الف در جستجوی پدر یا مادر هستید : اگردر کودکی توجه و عشقی را که می خواستید ندیده باشید، این امکان وجود دارد که به فردی علاقمند شوید که در جایگاه والد شما قرار بگیرد تا بتوانید عشق ، توجه، هدایت و حمایت او را بدست آورید .

ب اعتماد به نفس پایینی داشته باشید : هنگامی که اعتماد به نفس شما پایین باشد، ممکن است به کسی علاقمند شوید که اعتماد به نفس بالایی داشته باشد و خود را الگوی شما قرار دهد.

توجه داشته باشید ارتباطی مناسب است که در آن خود را همان قدر دوست داشته باشیم ، که دیگری را دوست داریم. ارتباطی که در آن خود را همان گونه که هستیم ، پذیرفته باشیم.

ویژگی های افراد بد برای ازدواج

 6 رابطه ای که به دلیل چند ویژگی خاص، ایجاد شود و تداوم یابد

چشمان آبی، موهای سحر انگیز، گیتار زدن ، مدیر بودن و … گاهی باعث می شود تا ما وارد یک ارتباط شویم و آن را به همان دلایل ادامه دهیم. یک استعداد خاص یا یک ویژگی خاص و فوق العاده، گاهی ما را افسون می کند و نمی توانیم به دیگر ویژگی های آن فرد بپردازیم. این روابط معمولاً دوام چندانی ندارد. زندگی مشترک مطمئناً به چیزی بیشتراز گیتار زدن یا چشمان آبی نیاز دارد.

هرگاه شیفته ی فردی با ویژگی های خاصی شدید، از خود بپرسید اگر این فرد آن ویژگی (رنگ چشم، صدای زیبا، حالت چهره و …) را نداشت و یا (نقاش، قهرمان بستکبال، خلبان و…) نبود، آیا همچنان برای شما جذاب بود و می خواستید با او ازدواج کنید؟

7 رابطه ای که به دلیل یک تفاهم خاص، ایجاد شود و تداوم یابد

این نوع رابطه می تواند بسیار فریب دهنده باشد . مخصوصاً هنگامی که همان زمینه ای که در آن تفاهم دارید، برای شما اهمیت زیادی داشته باشد و به راحتی آن را با پیوندی عاشقانه و قوی اشتباه بگیرید . چند مثال از این نوع رابطه را برای فهم بهتر در زیر می آوریم :

  • هر دو نفر عضو گروه کوهنوری هستند و به کوهنوردی عشق می ورزند. اما در سایر زمینه ها هیچ تفاهم دیگری باهم ندارند .
  • هر دو نفر برروی یک پروژه کار می کنند . این پروژه ایجاب می کند که ساعت های طولانی باهم کار کنند. در اواسط کار احساس می کنند که به یک دیگرعلاقمند شده اند. اماپس از آشنایی بیشتر متوجه می شوند که خارج از زمینه ی کاری هیچ وجه مشترکی باهم ندارند.
  • در یک تور ایرانگردی باهم هستند، همه چیز خوب است و هر دو نفر احساس می کنندکه به یکدیگر علاقمند شده اند. اما پس از اینکه مسافرت تمام می شود، هرگاه یکدیگرراملاقات می کنند بیشترمتوجه می شوند که با یکدیگر هماهنگ نیستند.
  • این نوع از ارتباط بیشتردر موارد زیررخ میدهد :

الف با فرد مقابل در شرایط غیرمعمول و متفاوت با شرایط معمول زندگی آشنا شده باشید .

ب با فرد مقابل در محیطی غیرمعمول آشنا شده باشید.

ج با فرد مقابل هنگام یک فعالیت مشترک آشنا شده باشید.

البته لازم به ذکر است که آشنا شدن در این شرایط ، لزوماً به این معنی نیست که در سایر زمینه ها تفاهم وجود نداشته باشد . چه بسا که دو طرف از تفاهم زیادی هم برخوردار باشند. اما بسیار اتفاق می افتد که در چنین شرایطی که تسهیل کننده ی عشق است، افراد عاشق می شوند اما از تفاهم چندانی برخوردار نیستند . وجود تفاهم بین آن ها نیاز به بررسی و تعمق و شناخت بیشتر دارد . خطری که در این نوع رابطه وجود دارد ، شیفتگی بیش از حد به آن زمینه ی مشترک است، به گونه ای که از توجه به مابقی قسمت های یک رابطه باز می مانند. این بی توجهی افراد را درگیر کسی می کند که به طور معمول با او رابطه برقرار نمی کنند.

8 رابطه ای که به دلیل لجاجت و سرکشی با خانواده، ایجاد شود و تداوم یابد

علائم زیرمی تواند نشان دهنده این نوع رابطه باشد :

  • پدر و مادر شما همیشه بر روی اهمیت «پول» و «شهرت» تاکید خاص ورزیده اند، اماشما همواره افراد بی پول و ورشکسته را انتخاب می کنید.
  • پدر و مادر شما همیشه روی نظم و ترتیب در خانه تاکید دا شته اند، اما شما همیشه افرادی را پیدا می کنید که تنبل و شلخته هستند.
  • در خانواده ای بسیار مذهبی بزرگ شده اید، اما تمام کسانی که انتخاب می کنید، غیرمذهبی هستند.
  • مادر شما معتقد است که همسرتان نباید فاصله ی سنی زیادی با شما داشته باشد ، اما شما دقیقاً افرادی را انتخاب می کنید که بیشتراز ده سال با شما اختلاف سن دارند .

برخی از مردم همسر خود را نه براین اساس که چه کسی برای آنها مناسب است، بلکه بر این اساس که چه کسی برای خانواده ی آنها مناسب نیست، انتخاب می کنند. لجاجت با خانواده یا لجاجت با یکی از والدین گاهی ریشه انتخاب های ماست که این مسئله می تواند زمینه ساز طلاق باشد و متاسفانه این موضوع در جلسات مشاوره طلاق در اصفهان به وفور مشاهده می شود .

  • این مساله میتواند به دلایل زیر باشد :

الف عصبانیت زیادی نسبت به یکی از والدین یا هردو والد در خود احساس می کنید.

ب والدین شما بسیار کنترل کننده بوده اند و اکنون شما می خواهید از انتقاد و کنترل آن ها فرار کنید.

این نوع ارتباط هر چند باعث می شود که خشم فرد نسبت به خانواده تخلیه شود ،اما باعث نخواهد شد که همسران رابطه مناسبی با یکدیگر داشته باشند . اگر گمان می کنیدکه الگوی شما در علاقه مند شدن به دیگران، لجاجت و سرکشی است، بهتراست این مساله را با کمک یک روان درمانگر که زمینه ی مشاوره خانواده در اصفهان ، تخصص داشته باشد، بررسی کنید . همین که مجبور نباشیم که شورشی باشیم، این امکان وجود خواهد داشت که به هرکسی علاقه مند شویم. شورشی بودن لجاجت، ایجاد اجبار و فشار می کند و اجبار در ازدواج نمی تواند به موفقیت منجر شود.

 9 رابطه با کسی که در تضاد کامل با معشوق یا نامزد قبلی باشد

رابطه ای را با کسی به هم می زنید و سپس به دنبال شخصی می گردید که نه تنها متفاوت باشد، بلکه در تضاد کامل با او باشد ، یا به عبارت دیگر نقطه مقابل او باشد.

به عنوان مثال:

  • فرد قبلی بی پول و بی قابلیت بود و شخصیتی غیر رقابتی داشت . در انتخاب جدید به دنبال فردی پولدار، لایق و مقاوم هستید.
  • فرد قبلی قابل پیش بینی بود، در انتخاب جدید به دنبال فردی هستید که غیرقابل پیش بینی باشد .
  • فردی قبلی مستقل و اهل عمل بود، در انتخاب جدید به دنبال فردی وابسته و احساساتی هستید.

مساله ای نیست اگر به دنبال ویژگی هایی باشیم که فرد قبلی فاقد آن بود . این کاملاً طبیعی است که اولویت های ذهنی ما به هنگام انتخاب همسر ، مواردی باشد که در نامزد یا همسر قبلی خود ندیده ایم و از نبود آنها احساس نارضایتی کرده ایم. اشتباه در این است که چشم خود را به روی سایر ویژگی های مهمی که می باید در یک فرد به دنبال آن باشیم، ببندیم و فقط به دنبال آن ویژگی هایی باشیم که در رابطه قبلی وجود نداشت.

خیانت در روابط نامناسب برای ازدواج

10 رابطه با فردی که با یک نفر دیگر است

اولین توقع و انتظاری که از همسر آینده می رود این است که در رابطه با کسی نباشد. ما با کسی می توانیم رابطه داشته باشیم که منعی برای ازدواج با ما نداشته باشد، باهیچ کس دیگری نباشد، متاهل نباشد، نامزد نداشته باشد و با کسی رابطه ی جنسی نداشته باشد.

این رابطه در موارد زیر دیده می شود :

  • با کسی است، اما قول می دهد که به زودی او را ترک خواهد کرد.
  • با کسی است، اما می گوید که او را دوست ندارد.
  • با کسی است، اما می گوید که دیگر با او رابطه ی جنسی ندارد .
  • با کسی است، اما می گوید که فقط به خاطر بچه ها با او زندگی می کند.
  • با کسی است و او هم راجع به شما می داند، اما می گوید که برایش مهم نیست.
  • با کسی است و قصد جدا شدن از او را هم ندارد، ولی با این حال از شما می خواهد که با او باشید.
  • رابطه اش را به هم زده است ، اما این امکان وجود دارد که دوباره همه چیزرا از سر بگیرند.
  • متارکه کرده است اما این امکان وجود دارد که طلاق نگیرند.

کسانی مستعد ورود به چنین روابطی هستند که موارد زیر در زندگی آنها وجود داشته باشد :

الف در کودکی احساس ترک شدگی کرده باشند. با تکرار این الگوی دوران کودکی در بزرگسالی، احساسات زمان کودکی را باز تولید می کنند.

ب اعتماد به نفس پایینی دارند. فردی که اعتماد به نفس پایینی دارد ممکن است احساس کند که استحقاق این که وارد یک رابطه تمام عیار شود را ندارد، بنابراین تن به ارتباط با فردی بدهد که با یک نفردیگراست.

ج افرادی که ترس از صمیمیت دارند. رابطه با فردی که با یک نفردیگراست، راهی است برای دوری از صمیمیت . اگرفردی در کودکی مورد آزار جسمانی، عاطفی یا جنسی قرار گرفته باشد، یا به هر دلیل دیگری از صمیمیت و رابطه ی صمیمانه وحشت داشته باشد ،ممکن است وارد این گونه روابط شود تا از صمیمیت کامل پرهیز کند .

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *