مراحل تصمیم گیری منطقی و بررسی عوامل بازدارنده حل مسئله

مراحل تصمیم گیری منطقی و بررسی عوامل بازدارنده حل مسئله

درمقاله ی قبلی به بررسی فرآیند حل مسئله ، خودآگاهی و نقش آن در چگونگی حل مسئله ، بررسی گفت وگوهای درونی ،انواع آن و  مراحل حل مسئله پرداختیم ، در این مقاله نیز به مراحل تصمیم گیری منطقی برخی عوامل بازدارنده ی حل مسئله می پردازیم .

مراحل تصمیم گیری منطقی:

مرحله اول – مشخص کردن موقعیت تصمیم گیری

برای تصمیم گیری درست، افراد باید آگاه باشند که در یک موقعیت تصمیم گیری قرار دارند و باید تصمیم گیری کنند. گاه افراد آنقدر سریع، خودکار و بدون فکر تصمیم می گیرند که اصلاً متوجه نمی شوند تصمیم گیری کرده اند. بنابراین ممکن است خود را مسئول پیامدهای آن نیز ندانند؛ ولی در واقع عمل تصمیم گیری یا انتخاب بین دو یا چند چیز صورت گرفته و در برابر این تصمیم، مسئول هستند.

مرحله دوم – شناسایی حق انتخاب های موجود در یک موقعیت

تصمیم ها شامل انتخاب های سیاه و سفید نیستند و در اکثر موارد، حق انتخاب های متعددی در یک موقعیت تصمیم گیری وجود دارد. شناسایی این انتخاب های مختلف مستلزم استفاده از فرآیند تفکر خلاق است و برای تحریک تفکر خلاق، بارش فکری یعنی عدم انتقاد از ایده ها، خوش آمدگویی به هر ایدهای و اهمیت دادن به کمیت و نه کیفیت، روش مفیدی است. علاوه بر این، معمولاً مشورت با سایر افراد نیز انتخاب های دیگری را به میان می آورد. نکته مهم در این مرحله تاکید بر یافتن حق انتخاب های بیشتر و بیشتر است، زیرا هر چه انتخاب های موجود در یک موقعیت بیشتر باشد، امکان یک تصمیم گیری منطقی نیز افزایش می یابد ، تسلط بر این مهارت ها ، از جمله مواردی است که در جلسات مشاوره خانواده در اصفهان ، با مراجعان تمرین می شود .

مرحله سوم – ارزیابی انتخاب های موجود

تصمیم گیری منطقی، مستلزم ارزیابی انتخاب های موجود برای گرفتن بهترین تصمیم است . ارزیابی انتخاب های مختلف بر اساس پیش بینی پیامدهای مثبت و منفی کوتاه مدت و بلند مدت برای خود و دیگران صورت می گیرد. پیامدهای مربوط به خود، شامل هماهنگی با اهداف و ارزش ها، میزان زمان و کوشش لازم، میزان پاداش محسوس، هزینه یا پاداش هیجانی، تایید یا عدم تایید دیگران و آسایش و راحتی فیزیکی می باشد. پیامدهای مربوط به دیگران، بستگی به ماهیت تصمیم داشته و بهترین راه برای ارزیابی پیامدهای احتمالی تصمیم مورد نظر برای دیگران، در میان گذاشتن آن با خود آن هاست.

مرحله چهارم – انتخاب بهترین حق انتخاب و برنامه ریزی برای اجرای تصمیم

در این مرحله با توجه به پیش بینی پیامدهای مثبت و منفی، بهترین مورد انتخاب و تصمیم گیری انجام می شود. نکته ی مهم در این مرحله آن است که همیشه بهترین انتخاب، گزینه ای که کم ترین پیامدهای منفی و بیشترین پیامدهای مثبت را به همراه دارد، نیست؛ زیرا وسعت و طول دوره تاثیری که یک پیامد بر حوزه های مختلف زندگی و آینده فرد می گذارد، نیز حائز اهمیت است. پس از اینکه تصمیم گیری انجام شد، باید چگونگی اجرای آن نیز به بهترین نحو برنامه ریزی و یک طرح اجرایی ریخته شود.

این طرح باید ساختار واضحی داشته باشد و در آن گام های مختلف برای عملی کردن تصمیم، موانع و مشکلات احتمالی وراه های غلبه بر آن و نیز منابع حمایتی روشن شده باشند.

مرحله پنجم- اجرای تصمیم و ارزیابی آن

در این مرحله، تصمیم به مرحله اجرا درمی آید و سپس هم چگونگی اجرای طرح عمل و هم پیامدهای واقعی اجرای تصمیم مورد ارزیابی قرار می گیرند. در مواردی که پیامدهای واقعی با اهداف مورد نظر هماهنگ نیستند، لازم است فرآیند تصمیم گیری مجدداً مورد بررسی قرار گیرد. تصمیم های منطقی شامل توجه به بازخوردها و عمل کردن براساس آن هاست.

متخصصان در زمینه ی مشاوره خانواده در اصفهان به منظور تصمیم گیری، روش های مختلفی را پیشنهاد می کنند اما مهم ترین آنها عبارتند از:

الف)روش اگر … آنگاه

یکی از روش های پیش بینی پیامدها، روش «اگر… آنگاه» است. مقصود از این روش آن است که در مورد راه حل خوب فکر کنیم و به خود بگوییم اگر از این راه حل استفاده کنم آنگاه آن اتفاق خواهد افتاد.

ب)جداول تصمیم گیری

جداول تصمیم گیری

جدول هایی هستند که به شما کمک می کنند کیفیت ها را به کمیت تبدیل کنید و با عدد و رقم به شما جواب می دهند. هنگام استفاده از جدول تصمیم گیری، شما باید مزایا و معایب هر راه حل را بنویسید و به هر گزینه امتیازی اختصاص دهید. امتیازات می توانند هم مثبت باشند و هم منفی.

شما می توانید به بهترین گزینه امتیاز 1 +و به بزرگ ترین عیب امتیاز 1 – بدهید و بعد امتیاز بقیه را در مقایسه با این دو حد تعیین کنید. سپس برای هر راه حل، مجموعه امتیازات را حساب کرده و میانگین بگیرید. بالاترین میانگین ، بهترین راه حل می باشد. این نحوه اجرا به عنوان یک قرارداد، کار شما را ساده می کند.

نکته: برای درک بهتر روش «اگر … آنگاه» و جداول تصمیم گیری به مثال آخر همین بحث توجه فرمایید.

بازنگری

پیش از آن که خود را به اجرای راه حلی متعهد کنیم، لازم است یک بازنگری نهایی انجام شود . همچون سایر موارد مربوط به فرایند حل مسئله، طول مدت زمان بازنگری و شیوه هایی که به کار می گیریم، به اهمیت و فوریت مسئله بستگی دارند.

ممکن است این بازنگری چند ثانیه یا چند ماه طول بکشد. ولی همیشه انجام این بازنگری با ارزش است . لازم است راه حل خود را از چند زاویه بازنگری کنیم. در این مرحله بر اساس پیامدهای پیش بینی شده برای هر راه حل، راه حلی که بیشترین پیامدهای مثبت و کم ترین پیامدهای منفی را به همراه دارد، انتخاب می شود.چنان چه راه حل انتخاب شده رضایت بخش بود، فرآیند حل مسئله پایان می یابد و اگر موثر نبود، باید از راه حل های دیگر استفاده کرد یا فرآیند حل مسئله را از ابتدا شروع نمود. بنابراین فرآیند حل مسئله زمانی پایان می یابد که آن موقعیت، دیگر برای فرد مسئله ساز نباشد.

عوامل بازدارنده حل مسئله

وجود برخی از عوامل مانع صحیح فکر کردن و حل مسئله میشود و نتیجه کلی حل مسئله را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث اخذ تصمیمات و راه حلهای اشتباه میگردند.

از این عوامل به عنوان عوامل بازدارنده حل مسئله یاد می شود که عبارتند از :

  • شتاب

تعجیل در حل مسئله زیان های غیرقابل جبرانی را می تواند در پی داشته باشد. اگر در فرآیند حل مسئله به مراحل ذکر شده توجهی نشود و تمام دغدغه ذهنی ما این باشد که سریع ترین راه حلی را که به ذهن ما رسیده عملی کنیم، مسلماً راه حل اتخاذ شده کاستی های فراوانی خواهد داشت و در معرض تهدید خطرات غیرقابل جبرانی خواهیم بود.

  • احساسات :

هنگام رویارویی با مسائل، ممکن است احساسات ناخوشایندی داشته باشیم. ترس و اضطراب آشناترین آن ها هستند. رویارویی با مسئله می تواند اضطراب زا باشد؛ چرا که فرد در موقعیتی ناشناخته قرار می گیرد. یعنی ، موقعیتی که فرد با مسئله یا مشکلی روبه روست و راه حل آن را نمی داند؛ این عدم آگاهی، تولید اضطراب می کند.

از سوی دیگر ما انسان ها از رویارویی با مسائل ناشناخته بیم داریم، ریشه های این بیم و نگرانی ها طبق آن چه طی تحقیقات و نیز مشاهدات متخصصین در جلسات مشاوره خانواده در اصفهان می تواند عوامل زیر باشند:

ترس ازتغییر: راه حل های جدید در پاره ای اوقات مستلزم انجام تغییراتی در سبک زندگی فرد می باشد و این نیاز به تغییرات می تواند ایجاد رعب و وحشت کند.

ترس از شکست: فرد می ترسد که راه حل اتخاذ شده در عمل به شکست انجامد و در نتیجه از رویارویی و حل مسئله فرار می کند.

ترس از طرد شدن : فرد می ترسد که با اجرای راه حل به دست آمده، اطرافیان را دلخور کند و محبت و توجه آنها را از دست بدهد.

این ترس ها و اضطراب ها می تواند به صورتی جداگانه یا توام با هم اتفاق بیفتند و مانعی در یافتن راه حل مناسب برای مسائل شوند.

  • تعصب :

تعصب نیز از عوامل بازدارنده ی حل مسئله است. گاهی اوقات ما حاضر نیستم قبول کنیم که نظرما اشتباه است و مثلاً نظر یک فرد کوچک تر از ما یا فرزند ما درست است. داشتن انعطاف پذیری در قبول و رد نظرات مختلف از مواردی است که باید به مرور زمان در ما ایجاد و تقویت شود. باید هر چه می توانیم از تعصبات کم کنیم و خصلت هایی چون مشورت با دیگران و تحمل نظر دیگران را در خود رشد دهیم. (و شاورهم فی الامر) . اگر در مورد موضوعی نظر خاصی داشتیم و در آخر مشخص شد که نظر ما درست بوده است، هرگز آن را به رخ دیگران نکشیم و هرگز درگیر موضع گیری نشویم.

یکی از شایع ترین موارد تعصب نادرست در مورد موضوع ، راه حلی است که اول از همه به ذهن ما می رسد . وقتی درباره موضوعی، فکر می کنیم بدیهی است که موارد و راه حل ها و موضوعات متعددی به ذهن ما می رسند.

بعضی از افراد فکر می کنند اولین راه حلی که به ذهنشان میرسد همان راه حل درست است و با اصرار زیاد از آن دفاع می کنند. طبیعی است، بسیاری از مواقع این اولین راه حل ها اشتباه خواهند بود و توسط دیگران قابل قبول نیستند.

  • خستگی ذهن:

این حالت ممکن است بر اثر تفکر طولانی درباره ی موضوع مورد نظر یا در اثرانجام کارهای متعدد ذهنی به طور همزمان ایجاد شود. در هر دو صورت وجود آن ، از موانع مهم فکر کردن و حل مسئله محسوب می شود . برای جلوگیری از خستگی فکری، باید زمان هایی برای استراحت در نظر گرفته شود. هر مسئله به میزا ن متفاوتی فکر کردن نیاز دارد. بسته به اهمیت موضوع، شرایط موجود،قدرت و مهارت فکر کردن و وضعیت شخصی – اجتماعی شخص فکر کننده یا حل کننده مشکل، این مدت زمان فرق میکند.

  • توجه زیاد به موانع اجرا:

حل یک مسئله و مشکل اجرای راه حل آن، در واقع دو امر جداگانه هستند و نباید روی هم اثر زیادی بگذارند. شاید یکی از علل جدا بودن قوه قانون گذاری و اجرایی کشورها نیز همین موضوع باشد.

برای حل مسئله نیز به پشتوانه گام هایی که قبلاً برداشته شده، سرنخهایی وجود دارد و فرد با کمک این سرنخ ها می تواند راه حلی برای مشکل جدید خود پیدا کند.

از طرف دیگر، شاید بهتر این باشد که انتظار نداشته باشیم تمامی راه حل ها عملی شوند . چون در عمل ، در اجرای بعضی از آنها دچار اشکال می شویم. اما تفاوت وجود دارد بین وقتی که انسان برای مسئله ای راه حلی پیدا می کند و تصمیم به اجرای آن می گیرد ولی در عمل موفق به اجرای آن نمی شود با وقتی که فرد به خاطر ترس از مشکلات اجرایی اصلاً به موضوع نزدیک نمی شود وفکر کردن درمورد آن را امری بیهوده می پندارند .یکی از مهم ترین علل اشتباه بودن این طرز برخورد هم این است که خود مشکلات اجرایی نیز برای حل شدن نیاز به فکر کردن و تصمیم گیری جداگانه دارند و وقتی شروع به درگیر شدن با آن ها می کنیم میبینیم آن طور که قبلاً فکر می کردیم، غیرقابل حل نیستند و کافی است که زمان بیشتری را به آنها اختصاص دهیم تا حل شوند.

درخاتمه باید گفت که برای ایجاد و افزایش توانایی های روانی – اجتماعی و ارتقا سطح سلامت، آموزش حل مسئله و تصمیم گیری ضروری است. تحقیقات متخصصان در زمینه ی مشاوره خانواده در اصفهان  نشان داده اند که اگر دانش و اطلاعات لازم را در اختیار افراد قرار دهیم و موقعیت هایی را به وجود آوریم که طی آن افراد بتوانند دانش آموخته شده خود را به صورت عملیاتی هم تجربه کنند، آنگاه این دانش و ارزش و نگرش به توانایی های بالفعل تبدیل خواهد شد. این توانمندی به افراد کمک می کند تا بدانند در هر موقعیت چه کاری باید انجام دهند و چگونه باید آن را انجام دهند .

آگاهی از این امر بر اعتماد به نفس و سلامت روانی فرد می افزاید و این خود باعث تقویت انگیزه های سالم و سلامت فردمی شود.

به منظور عملیاتی کردن مراحل حل مسئله وچگونه تصمیم گرفتن درباره انتخاب یکی از بهترین راه حل های موجود، به مثال زیر توجه نمایید:

مثال:

مهرداد پسری است 30 ساله و دانشجوی دوره دکتری ، این روزها در حال انجام کارهای پایان نامه اش است . او به شدت کار می کند ، شب ها کم می خوابد و فشار جسمی و روانی زیادی را تحمل می کند . همه این عوامل باعث شده که از میزان کارایی او کاسته شود و کیفیت کاری او پایین بیاید .

فرض کنید راه حل هایی که او انتخاب کرده عبارتند از:

الف) رفتن به مسافرت

ب)ماندن در خانه و خوابیدن

پ) رفتن به استخر

ت) انجام کارهای معوقه

ث) گردش در داخل شهر

ج) استفاده از نوشابه های انرژی زا

چ) کمتر کار کردن

مهرداد در مورد هر یک از راه حل ها روش «اگر، آنگاه » را به کار می گیرد و به ترتیب زیر عمل می کند:

الف)اگر به مسافرت بروم، آن وقت احتمالاً خستگی ام برطرف می شود.

ب) اگر در خانه بمانم و بخوابم، آن وقت ممکن است خستگی ام کمی برطرف شود؛ اما نمی خواهم تنها باشم.

پ) اگر به استخر بروم، آن وقت ممکن است خستگی ام برطرف شود.

ت) اگر کارهای معوقه ام را انجام دهم، آن وقت خستگی ام برطرف نمی شود.

ث) اگر به گردش بروم، آن وقت ممکن است خستگی ام برطرف شود.

ج) اگر از نوشابه های انرژی زا مصرف کنم، آن وقت خستگی ام برطرف نمی شود.

چ) اگر آهسته تر کارهایم را انجام دهم، آن وقت خستگی ام برطرف نمی شود.

بدین ترتیب مهرداد در همان ابتدا تصمیم می گیرد که گزینه های ب، ت، ج، چ را حذف کند و بقیه گزینه ها را باقی نگه دارد. مرحله دوم تصمیم گیری، انتخاب یکی از سه گزینه ی باقی مانده می باشد. برای انجام این کار می توان ازجداول تصمیم گیری استفاده کرد.

رزرو مشاوره آنلاین (کلینیک مشاوره)

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *