اهمیت امید و مثبت اندیشی در بهبود شرایط بیماران خاص

اهمیت امید و مثبت اندیشی در بهبود شرایط بیماران خاص

در این مقاله، به افول مثبت اندیشی، مراحل نا امیدی و نقش امید در بهبود شرایط بیماران خاص، از دیدگاه متخصصان مشاوره روانشناختی بیماران خاص در اصفهان، پرداخته می شود.

مرگ امید: افول مثبت اندیشی

این یک واقعیت است که بعضی از انسان ها بر زندگی بوسه ی مرگ می زنند. در زندگی هر کسی لحظاتی هست که امید کاملا از حرکت می ایستد انگار زمان ایستاده باشد. این کرختی و بی تفاوتی ذهنی می تواند فقط برای ساعتی یا تمام عمر طول بکشد. سوال این است که چرا این کرختی طولانی مدت برای عده ای صدق می کند و برای برخی این چنین نیست؟ چرا عده ای از مردم موقتا احساس یأس می کنند و عقایدی خلاق و سرشار از انرژی دارند و آماده اند که مسیر های جدید رابرای رسیدن به اهدافشان پیدا کنند. حال آن که عده ای به نظر می رسد که بلافاصله تسلیم می شوند؟

چنین سوالاتی همواره پیش ما خود نمایی می کنند. جواب این سوالات در رفتار های متفاوت افراد بسیار امیدوار و افراد بسیار کم امید و نیز مراحل یا وقایعی که موجب می شود تا کسی به آرامی امیدش را از دست بدهد، نهفته است. همین طور توجه به این نکته می تواند مفید باشد که چگونه تفکر هدفمند در کودکان رشد می کند و سپس چگونه چنین امیدی به واسطه ی وقایع و جریان های خاص دوران کودکی نادیده گرفته می شود. سرانجام پیامد های روان شناختی تفکر نومیدانه در طی دوران بزرگسالی همراه نیرو های محیطی که با مرگ امید تداعی می شوند مطرح خواهد شد. خودفریبی است که فرض شود افراد بسیار امیدوار از ناامیدی رنج می برند.

وانگهی این افراد در واقع مانند دیگران به همان اندازه تعداد و وسعت فقدان ها و اهداف مسدود شده را تجربه کرده اند. اما افراد بسیار امیدوار از نظر افکار خود انتسابی با دیگران متفاوتند. در نتیجه ی تجربیات دشوار این افراد معتقدند که می توانند با مشکلات بلقوه و فقدان ها خود را تطبیق دهند. آن ها گفتگو های درونی مثبت و مداومی را با استفاده از تجربیات من می توانم من درستش خواهم کرد و من تسلیم نخواهم شد دارند. در نتیجه آن ها میل دارند که اهدافی را برای خود در نظر بگیرند خود را با موانع در چالش ببینند، و روی موفقیت ها تمرکز کنند نه شکست ها.

تفاوت دیگر امیدواری و ناامیدی به واکنش هیجانی بر می گردد. با این که محققان با استفاده از طرح های همبستگی و علی مقایسه ای نشان داده اند که مسدود شدن هدف منتهی به پاسخ هیجانی منفی برای هرکسی می شود اما افراد بسیار امیدوار واکنش هیجانی منفی کمتری را هنگامی که اهداف شان با مانع برخورد می کند تجربه می کنند تا کسانی که امید پایینی دارند. یک دلیل ان این است که افراد بسیار امیدوار در مقایسه با افراد کم امید در یافتن مسیر های دیگر برای اهداف اصلی شان ماهرند برعکس افراد دارای امید پایین درباره ی این که چگونه به اهدافشان برسند گیجند و به نظر نمی رسد که بدانند هنگام برخورد با هدف مسدود شده چه کار کنند.

با توجه به تجارب ما در زمینه ی مشاوره روانشناختی بیماران خاص در اصفهان، مکانیسم از عهده بر آیی که افراد بسیار امیدوار بکار می گیرند در نظر گرفتن اهداف دیگر وقتی هدف اصلی دیگر وجود ندارد است. همین طور افراد بسیار امیدوار چندین هدف که در زندگی شان نقش دارند انتخاب می کنند. با استفاده از هر دو این استراتژی ها افراد بسیار امیدوار می توانند منعطف باشند و وقتی با مانعی بر سر راه یکی از اهدافی که تعقیب می کنند، مواجه شوند به سمت هدف دیگر تغییر وضعیت دهند یا به نقش دیگری از زندگی تکیه می کنند. بدین ترتیب مزایای روان شناختی رویکرد های امیدوارانه چند وجهی افراد بسیار امیدوار در اداره موفقیت آمیز موانع هدف سهیم اند. خلاصه با استفاده از نگرش و روحیه خود انتسابی توان زا همراه با توانایی یافتن مسیری دیگر هنگام برخورد با موانع فرد امید خود را حفظ می کند.

مراحل نا امیدی

در برسی فرآیند شکل گیری امید در آدمی مراحل امیدواری از زمان تولد تا نوجوانی تشریح شد به نظر می رسد که نا امیدی یک اتفاق نیست بلکه یک فرآیند است یعنی از جایی شروع می شود و به نا امیدی ختم می شود. تشخیص بین مراحل روان شناختی که فرد بدان طریق می تواند هنگامی که تفکر هدفمندش با مانع برخورد می کند پیش برود بسیار مهم است. همان طور که گفته شد موانع قادرند که پاسخ های هیجانی منفی ایجاد کنند. یکی از این پاسخ ها یأس است که شخص به شیوه های مختلف و مراحل تقریبی تجربه می کند. این مراحل درباره ی تمام افراد، محدود به الگوی خاصی نمی شود اما به طور کلی آن ها از امید به سمت غضب، از غضب به سمت یأس و از یأس به سمت بی تفاوتی پیش می روند.

غضب:

وقتی شخصی شدیدا عصبانی می شود که اولین واکنش به موقعی است که با مانع بزرگی برخورد کرده است هنوز انرژی دارد و سعی می کند اهداف دیگر را دنبال کند. مردم اغلب هنگامی که غضبناک هستنند، اعمال تکانشی خود شکن و بدجوری را مرتکب می شوند.

یأس:

هنگام یأس که قدم بعدی در این پیشروی فرضی است، فرد هنوز روی هدف مسدود شده متمرکز است اما درباره ی غلبه بر مانع یا موانع مربوط، احساس عجز می کند به طور واضح یا مختصر یأس را به صورت «اووووه بازم یه چیز دیگه» توصیف می کنند. با این حال در افرادی که یأس را تجربه می کنند تفاوت های وجود دارد، برای مثال بعضی از افراد یا واقعا ظاهرا بی ضرر مانند گم کردن کلید یا نااتوانی از پیروز شدن در بحث با همسرشان فورا مأیوس می شوند. همین طور بعضی از مردم به ویژه مشکلات را پیچیده تصور می کنند که به نوبه ی خود بیشتر احساس ناشایستی می کنند و منابع روان شناختی شان را از دست می دهند. مردم ممکن است به دلیل فقدان آگاهی یا اطلاع از این که چگونه مشکلات را حل کنند در یأس و نومیدی بلغزند.

بی تفاوتی:

سرانجام اشخاص زمانی که شکست خود را تصدیق می کنند و دست از تعقیب اهداف می کشند بی تفاوت می شوند. بی تفاوتی، فقدان هیجان یا احساس یا منفعل بودن توصیف می شود این که حالت نباتی و عاری از توجه است که شخص حس رشد مداوم خود را از دست می دهد و موجب دلواپسی نزدیکانش می‌شود. بی تفاوتی صحنه ی غم انگیزی است که شخص حس شوخی و نیز هر گونه احتمال مشارکت بلقوه با دیگران و جامعه را به طور کلی از دست می دهد. این که چه کسی مراحل را از امید تا بی تفاوتی طی می کند، به سطح امید اختیاری و نیز به ماهیت هدفی که مسدود شده که اهداف مکررا با مانع مواجه می شود یا اهمیت موانع بسیار زیاد است، شخص هر گونه تعیین هدف را نادیده می گیرد.

برای مثال پی بردند که وقتی شرکت کننده ها فقط دوبار در تکلیف شکست می خوردند عملکرد آنها بعد ها بهتر می شد، اما وقتی شش بار در یک تکلیف شکست می خوردند عملکرد آن ها به طرز چشمگیری تحلیل می رفت. باید خاطر نشان کرد برای اشخاص آسیب پذیر حتی یک بار شکست در انجام کاری می تواند در آن ها این تصور را به وجود آورد که ادامه دادن به آن کار نا ممکن است در نتیجه انگیزش آن ها برای هر گونه تکلیف جدید کمتر می شود. بعلاوه برداشت اشخاص از مشکلات اصلی با نگرش و رفتار آن ها در قبال رسیدن به اهداف شان مربوط است. بعلاوه عملکرد ضعیف به دنبال شکست برای افراد دارای عزت نفس کمتر، نه بیشتر مشاهده شده است. عزت نفس پایین همان خلق یا روحیه ی خود انتسابی منفی است که حاصل شکست تدریجی در رسیدن به اهداف شخص است.

نقش امید و مثبت اندیشی در شرایط بیماران خاص

امید واقعی: نقش بسزایی در بهبود شرایط بیماران خاص دارد.

وقتی درباره ی امید واهی و امید واقعی می اندیشیم به نظر می رسد که امید واهی خطرات و تهدید هایی را که امید واقعی تشخیص می دهد، را تمییز نمی دهد. امید واهی می تواند تعادل بین انتخاب ها و تصمیم گیری های مخدوش را بر هم بزند، اما امید واقعی تهدید های واقعی موجود را در نظر می گیرد و به دنبال دست یافتن به بهترین حول آن هاست. امید واقعی به دنبال آن نیست که روی ادراک و افکار پرده بکشد پس با خوش بینی کور کورانه متفاوت است.

از دیدگاه متخصصان مشاوره روانشناختی بیماران خاص در اصفهان، امید واقعی، واقعیت را در نظر می گیرد. در زمینه بیماری های خاص، امید واقعی به بیمار کمک می کند، که به اطلاعات کامل و اغلب تهدید کننده درباره ی بیماری اش و درمان های آن بها واهمیت بیشتری بدهد، امید و ترس را با جریان ژرف اندیشی منظمی به هم می آمیزد و آن را تعدیل می کند. بنابراین ما می توانیم بدون بیم و هراس فکر کنیم و دست به انتخاب بزنیم. از طرف دیگر ترس مهار نشده، مانند موج جز و مد بر امید اولیه، چیره می شود، راه را بر دریافت عقلی اطلاعات می بندد و سایر احساسات را شسته و دور می ریزد.

بنابراین امید ترازویی است که ما را با ثبات نگه می‌دارد و نشان می دهد که در کجای این مسیر، خطرات و پرتگاه هایی هستند که می توانند ما را پرت کنند. امید ترس را تعدیل می کند، طوری که ما می توانیم خطرات را تشخیص دهیم و سپس از کنار آن ها بگذریم. آوریل و دیگران میگویند که هیچ صاحب نظری وجود ندارد که مدل زیستی امید را هدایت کند، زیرا امید با هر گونه پاسخ های فیزیولوژیایی خاص یا اعمال شبیه بازتابی ارتباط ندارد، که به واسطه آن احساس امید بتواند در بهبودی بالینی سهیم باشد. اگر چنین مبنای زیستی برای امید وجود دارد دسترسی به آن چقدر دور است؟ آیا امید احساسی است که با تغییرات فیزیولوژیک ای خاصی همراه است اما هیچ دلیلی را نمی توان برای آن فرض کرد.

مشاوره خانواده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *