بررسی مسائل و مشکلات دوره نوجوانی و جوانی

در مقالات قبلی به آشنایی با انواع سبک تربیتی والدین ،بررسی نیازهای جسمی و نیاز های روانی دوره ی نوجوانی  پرداختیم ، دراین مقاله قصد بررسی انواع مسائل و مشکلات دوره نوجوانی و جوانی را داریم .

مسائل و مشکلات  نوجوانان و جوانان

مسائل و مشکلات نوجوانان و جوانان در جوامع مختلف و فرهنگ های گوناگون متفاوت می باشد. ما دفعات زیادی در جلسات مشاوره نوجوان دراصفهان مشاهده کرده ایم ، مسائلی که نوجوانان روستایی دارند با مسائل نوجوانان شهری یکی نیست، حتی نوجوانان وجوانانی که در یک شهر بزرگ زندگی می کنند اما تابع خرده فرهنگ های گوناگون می باشند وپایگاه های اجتماعی متفاوتی دارند، دارای مشکلات مشابه نیستند و اصولاً آن چه در یک جامعه مساله ساز می باشد ممکن است در جای دیگر مساله ساز نباشد.

گاه یک مساله که جلوه های غیرفیزیولوژیک دارد،ممکن است ریشه و مبنای بدنی داشته باشد. آموزگاران متبحر و کارآزموده بارهاعوامل پرخاشگری، بی انضباطی در کلاس، گوشه گیری، افسردگی و عقب ماندگی های تحصیلی کودکان و نوجوانان را در اختلالات شنوایی، بینایی و گویایی جستجو نموده اند و آنان را به مراجع متخصص برای معالجه معرفی کرده اند.

در جلسات مشاوره خانواده در اصفهان بر عکس آن نیز مشاهده شده است، یعنی مسائلی که ظاهراًجنبه های بدنی دارند مانند دردهای معده، شکم درد و یا سردردهای میگرنی، ریشه های روانی داشته اند. مثلاً اضطراب حاصل از یک تعارض، به یک واکنش بدنی (مثل فلج هیستری) تبدیل شده است، مسائل عاطفی گاه به صورت بعضی اختلالات تکلمی نموده پیدا کرده است و یا احساس ناکامی، طرد و محرومیت به شکل شب ادراری ظاهر شده است.

مشکلات این دوره گاهی چون حلقه های زنجیر به هم پیوسته می باشند و هر یک به دیگری ختم می گردد. انباشته شدن مشکلات خطری است که نوجوانان و جوانان را تهدید می کند و برای آنها مساله ساز می شود و اگر به موقع به آنها توجه نشودو مشکل برطرف نگردد با مشکل دیگری پیوند می خورد و ممکن است سبب بسیاری از انحرافات فردی و اجتماعی و حتی بزهکاری آنان گردد و به عواقب ناخوشایندی ختم شود. نوجوانان و جوانان بر اساس اهداف و نیازهای خود و در ارتباط با شرایط محیطی، جهان بینی خود را شکل داده، وظایف و مسئولیت هایی را به عهده می گیرند، پیوندهایی را با خود و دنیای پیرامون خود برقرار می نمایند و بر این اساس به تعادلی نسبی دست می یابند. هر گاه اوضاع و احوال و شرایطی ایجاد شود که تعادل را برهم بزند و وسایل نگرانی و اضطراب آنان را فراهم آورد، می گوییم مشکلی برای آنها ایجاد گردیده است.

انواع مسائل و مشکلات مربوط به دوره نوجوانی

مسائل و مشکلات این دوره به صورت های مختلف از جمله به صورت مسائل عاطفی، اجتماعی،اخلاقی، بدنی و گاه آمیزه ای از آنها تجلی می نماید که نشانه های وجود این مشکلات ممکن است به شکلهای مختلف خود را نشان دهد. از جمله:

1 .ادامه عادات کودکی؛ مثل جویدن ناخن، مکیدن شست، شب ادراری و تکلم بچه گانه.

2 .واکنش های علامتی؛ مثل راه رفتن در خواب، پرخوابی، کم خوابی، بی نظمی در خواب،کابوس، تیک.

3 .اختلالات عملکردی؛ مثل تنبلی، تقلب، دروغ گویی، دزدی، غیبت های مکرر و طولانی ازمنزل و مدرسه، آزاررسانی، تخریب، پرخاشگری، خطاهای جنسی و رفتارهای ضداجتماعی بروز نماید.

4 .اختلالات عاطفی؛ مانند واکنش های اضطرابی همراه با ترس های بی مورد و علائم افسردگی.

5 .اختلالات ارتباطی؛ مثل انزواطلبی و ناتوانی در برقراری روابط و فعالیت های درون گروهی،ناتوانی در سازگاری با موقعیت جدید، وابستگی های افراطی و پرهیز از روابط چهره به چهره

(ظهور مشکلات پیش گفته ممکن است پیش آگهی بسیاری از اختلالات روانی باشد)

6 .اختلالات یادگیری خاص؛ مانند عقب ماندگی های درسی و یا عدم یادگیری برخی مطالب

7 .اختلالات تغذیه؛ مانند بی اشتهایی و یا پرخوری.

اگر موضوع بحث اثرات توارث و محیط را در پیدایش مسائل و مشکلات این دوره کنار بگذاریم و وارد این جدل علمی و تاریخی نشویم که طرفداران عوامل موروثی درست می گویند و یاطرفداران تاثیرات محیط بر رفتار، راه صحیحی را پیش گرفته اند و یا دیدگاه جدید انسان گرایی واراده آزاد انسان در مقابل سلطه ارث و نیروهای درونی و یا اجبار محیط و عوامل بیرونی را عمیقاًمورد بررسی قرار نداده و فقط به تعامل بین آنها در پیدایش مشکلات بسنده نماییم، ولی این نکته رانمی توان از نظر دور داشت که با توجه به آن چه که درباره نیازهای دوره های نوجوانی و جوانی گفته شده است چگونگی ارضا و یا عدم ارضای نیازهای روانی در ایجاد مسائل و مشکلات نوجوانان وجوانان تاثیر بسزایی خواهد داشت.

مشاوره مشکلات مربوط به دوره نوجوانی

با توجه به مطلب فوق می توان پاره ای از عوامل موثر در ایجادمسائل و مشکلات این دوره را به شرح ذیل خلاصه نمود:

1 .پشت سرگذاشتن دوران کودکی، تبدیل شدن به یک فرد بالغ و از دست دادن حمایت های بی قید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همان طور کودک ماندن و بدون هیچ زحمت و دردسری همیشه مورد محبت قرارگرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد میکند و جنگ روانی عمیقی در ذهن

نوجوان به وجود می آید.

2 .برای کسب استقلال، نوجوانعلیه همه مراجع قدرت من جمله والدین طغیان می کند و به خاطراین که به خود و دیگران ثابت کند که بزرگ شده و واقعاً مستقل است، گاهی اوقات رفتارهایی علیه آنها از خود نشان می دهد،درگیری هایی ایجاد می نماید و دست به اعمالی میزند که روابط او را با آنها و سایر مراجع قدرت به شدت تیره می کند. مثلاً بگومگو کرده، بحث و مجادلهطولانی با والدین انجام می دهد، برخلاف خواست والدین دیر به خانه می آید، از انجام تکالیف درسی خودداری می کند، سیگار می کشد و حتی ممکن است دست به اعمال بزهکارانه بزند.

3 .عدم اطمینان نسبت به بزرگسالانی که تاکنون به عنوان الگوی همانندسازی بودند و از رفتار وکردارشان تقلید می شد، با شروع دوره نوجوانی در نوجوان ایجاد می گردد و دراین مرحله نوجوان به گفته های بزرگسالان و بخصوص والدین اعتماد ندارد و این خود ممکن است موجب به وجود آمدن یک احساس (دو سوگرایی عاطفی) در وی گردد؛ چون هم باید آنها را دوست داشت، به آنها نزدیک شد، از آنها الگوبرداری نمود و همانند آنها شد و هم باید از آنان به عنوان تصاویر قدرت (دشمن) دور شد و به آنها اعتماد ننمود (ایزدی، 1351.)

4 .یکی از مسائل مهمی که نوجوان با آن روبرو میشود مساله تشکیل هویت فردی اوست، و این بدان معنی است که سوال های متعددی درباره مفهوم زندگی و نقش او در این زندگی، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ، و بطور کلی سوال هایی نظیر «من کیستم» و «به کجا میروم» ذهن  او را به خود مشغول می نماید که باید به آنها پاسخ دهد. جستجوی هویت شخصی متضمن این است که نوجوان تشخیص دهد برای او چه چیزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است و نیزمتضمن تنظیم معیارهایی است که وی براساس آن ها بتواند رفتار خود و دیگران را هدایت وارزیابی کند.

نقش جنسیتی در مشکلات و مسایل نوجوانان

در این مرحله افراد باید نقش جنسی خود را نیز تعیین نمایند؛ بخصوص دختران باید درباره چگونگی مفهومی که از «زن بودن» پیدا می کنند تصمیم بگیرند.

ازدواج نمودن،مسئولیت های زندگی را پذیرفتن، بچه دار شدن، مادر شدن با همه آن مشقت ها و گرفتاری ها. لذانوجوان همه خاطره هایی را که از کارهای مادر، مشکلات، رنج ها و شادی های او دارد به یادمی آورد که گاه سبب ناراحتی، اضطراب، پریشان خاطری و افسردگی و گاه باعث خوشحالی اومی گردد.

احساس هویت شخصی در نوجوانان کم کم بر اساس همانندسازی های مختلف گذشته آنها تکوین می یابد. ارزش ها و معیارهای اخلاقی دوران کودکی تا حدود زیادی همانند والدین می باشد، باورود به دوران نوجوانی، ارزش های گروه همسالان و همچنین ارزیابی های معلمان و سایر بزرگسالان نیز مطرح است که برای نوجوان اهمیت دارد. نوجوانان از راه جمع بندی این ارزش ها و ارزیابی هاسعی می کنند تصویر یکپارچه ای از خود به دست آورند. هر اندازه ارزش هایی که از طرف دوستان وهمسالان ابراز می شود، با ارزش های والدین و معلمان همخوانی بیشتری داشته باشند، به همان نسبت کار هویت یابی نوجوان آسان تر پیش میرود.

هرگاه نظریه ها و ارزش های والدین به میزان قابل توجهی با عقاید و ارزش های دوستان، همسالان وسایر افراد مهم در زندگی نوجوان، هماهنگ نباشد نوجوان هر از چندگاهی، دیدگاه های گروهی رامی پذیرد و به آن عمل می نماید و خود نیز نمی داند که کدام یک از این دیدگاه ها با ارزش ها ومعیارهای او تطبیق می کند، کار هویت یابی برایش دشوار و طولانی می گردد و چون نمیتواند هویتی واحد برای خود کسب نماید، احتمالاً دچار بحران هویت می شود، و نقش های متفاوتی را در جامعه ایفا میکند که خود عامل تعارض، اضطراب و سردرگمی اش می گردد.

برخی از جوانان در تلاش برای کسب هویت شخصی پس از یک دوره آزمایش و کندوکاو درونی، متعهدانه به هدفی در زندگی دل می بندند و راه نیل به آن گام بر می دارند و برخی دیگر دربحران هویت دست و پا زده و در نهایت هویتی انحرافی بر می گزینند، هویتی که مغایر باارزش های جامعه ای است که در آن زندگی می کنند و این خود زمینه ساز بسیاری از مسائل و مشکلات آتی آنهاخواهد شد (اتکینسون و همکاران، ترجمه براهنی، 1366 .)

 

این مبحث ادامه دارد ….

 

گردآورنده : عارفه نصراصفهانی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *