راه های ایجاد فضای مثبت در خانواده و ارتباط موثر با کودک

راه های ایجاد فضای مثبت در خانواده و ارتباط موثر با کودک

در این مقاله، به راه های ایجاد فضای مثبت در خانواده برای فرزندان و راه های برقراری ارتباط موثر با کودک با توجه به رهنمودهای متخصصان مشاوره کودک در اصفهان پرداخته ایم.

چگونه می توانیم درخانواده برای فرزندان فضای مثبت ایجاد کنیم ؟

برای این که بتوانیم در محیط خانواده فضای مثبتی ایجاد کنیم، فضایی که بچه ها در آن شاد باشند، فرصت رشد داشته باشند،احساسات مثبت مثل مهربانی ، محبت، گذشت، صبرو احساسات خوب دیگر در آن ها تقویت شود، توانایی های فکری آن ها به کارگرفته شود، اعتماد به نفس آن ها بالاتر رود. خلاق تر باشند، استرس ها وفشارها را بهتر تحمل نمایند باید بتوانیم با آن ها درست رفتار کنیم. برخی از اعمالی که موجب ایجاد فضای مثبت در خانواده می شود، عبارتنداز:

  1. با فرزند خویش زمان هایی برای بازی و تفریح داشته باشید. (می توانید به مقالات مربوط به بازی درمانی کودکان مراجعه فرمایید)
  2. به کودک برای انجام کارهای خانه نقش و مسئولیت دهید.
  3. مفهوم دوستت دارم را به کودک انتقال دهید.
  4. قوانین و آداب خانوادگی را حفظ کنید.
  5. سنت ها و رسوم خانوادگی را حفظ کنید

ارتباط موثر با کودک

به گفته ی متخصصان مشاوره کودک دراصفهان ، کودک بسیاری از رفتارهایش را در ارتباط با دیگران می آموزد. ما با رفتارهای خود به او نشان می دهیم که کدام کار درست و کدام نادرست است. او متوجه می شود که کدام رفتار موجب ناراحتی ما می شود و یا برعکس. او به خوبی متوجه می شود که کدام رفتار پاداش و کدام تنبیه را به دنبال دارد. برای شکل دادن رفتارهای درست و سالم در کودکان والدین باید فعال عمل کنند و حواس شان باشد که کدام رفتار کودک مناسب و یا نامناسب است و به آن واکنش مناسب نشان دهند. در این مورداصولی وجود دارد که با یک دیگر مرور می کنیم :

  • توجه کردن
  • پاداش دادن
  • نادیده گرفتن
  • دستورهای موثر به کودک دادن
  • تنبیه کردن

1 )توجه کردن و انعکاس دادن

وقتی کودک کار مناسبی انجام می دهد، والدین در هنگام توجه به رفتارهای کودک با انعکاس دادن کلامی یا عملی رفتار، توجه خود را به کودک ابراز می کنند. با این کار، پدر و مادر موافقت خود را با رفتار کودک نشان می دهند و کودک درمی یابد که والدین به کارهای مثبت او علاقه نشان می دهند.

برای مثال: کودک مشغول منظم کردن اتاقش است و والد هم به همراهی او می پردازد. این کار ممکن است با تشویق های کلامی نیز همراه گردد. یا کودک با لگو شکل جدیدی ساخته، والد از او می خواهد تا برای او هم آن را درست کند. شوقی که در چشمان والد هست، توجه او و تشویق های کلامی کوتاهی که می تواند اضافه شود رفتار کودک را تقویت می کند.

بسیاری از والدین کودکان لجباز در یک وضعیتی قرار می گیرند که در آن والدین مرتب مجبورند منفی تر رفتار کنند و فرزندان هم لجبازی بیشتری می کنند. درواقع والدین بیشتر متوجه رفتار منفی کودک که دردسر ساز است می گردند و رفتارهای مثبت او نادیده گرفته می شود. کودکان نیز متوجه می شوند که والدین آن ها همیشه به رفتارهای نامناسب آن ها توجه نشان می دهند و به ندرت رفتارهای شایسته آن ها مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین کودک برای کسب توجه (که در این جا توجه منفی است) به رفتارهای نامناسب ادامه می دهند.

2 )پاداش دادن – پاداش دادن موثر

در جلسات مشاوره کودک دراصفهان ، مطرح می شود که  پاداش دادن به کودک به این معنی است که مطمئن شوید «کودک بفهمد که چه کاری مورد تایید شما می باشد.» پاداش دادن جایگزین توجه کردن نیست، بلکه توجه نشان دادن زمینه را برای پاداش دادن آماده می کند. در واقع مهم این است که والدین به رفتار مثبت کودک خود توجه نشان دهند و آن رفتار را انعکاس دهند، ولی در بعضی موارد برای همیشگی شدن آن رفتار می توان از تمجید و پاداش نیز استفاده کرد. پاداش ممکن است به شکل کلامی(مثلا، گفتن آفرین)، فیزیکی( بغل کردن)و فعالیتی (بازی کردن با او ، داستان خواندن ) باشد.

این سه اصل در پاداش دادن به کودکان باید رعایت شود:

  • الف) بلافاصله بعد از رفتار مطلوب پاداش داده شود.
  • ب) در ابتدا، هر بار که رفتار مطلوب انجام شد، پاداش داده شود.
  • ج) فقط به رفتارهایی که می خواهید افزایش یابد، پاداش داده شود.

3 )نادیده گرفتن

این مهارت باعث می شود که مهارت های توجه کردن و پاداش دادن موثرتر واقع شود. نادیده گرفتن همان توجه نکردن به کودک است و برای کاهش دادن رفتارهایی است که می خواهید کم تر انجام شوند. البته همیشه نمی توان از این روش استفاده کرد. مثلا در مواردی که کودک کار خطرناک یا تخریبی انجام می دهد، مجبور هستید کاری انجام دهید. ما نمی توانیم وقتی فرزندمان در خیابان می دود یا فریاد می زند، رفتارهای او را نادیده بگیریم. برخی رفتارهایی را که می توان نادیده گرفت عبارتند از:

  • جلب توجه به شکل نامناسب.
  • پافشاری بر انجام کاری که والدین موافق نیستند.
  • گریه کردن برای جلب توجه.
  • قشقرق راه انداختن.
  • جیغ زدن.

اصولی که در بکارگیری این مهارت باید به خاطر داشت عبارتند از:

الف) زمانی که این رفتار رخ می دهد، نسبت به آن بی توجهی کامل صورت گیرد.

ب) لازم است پس از بکارگیری این تکنیک، آن را بطور مداوم استفاده کرد تا آن رفتار ترک شود. یعنی هر زمان که آن رفتار را انجام داد به او بی توجه بود، نه این که گاهی توجه نشان دهیم و گاهی بی توجه باشیم.

ج) در ابتدا انتظار می رود که آن رفتار بیشتر از قبل اتفاق بیفتد.

د) همزمان به رفتار مناسب توجه نشان داده شده و پاداش داده شود.

راه های ایجاد فضای خوب و ارتباط خوب با کودکان در خانواده

سوال :چگونه باید این مهارت را بکار برد؟

از نظر متخصصان مشاوره کودک دراصفهان ، در واقع نادیده گرفتن به همراه توجه کردن و پاداش دادن بکار می رود. یعنی به محض این که این رفتار نامطلوب متوقف شد، فورا به طرف کودک بازگشته و به رفتار مناسب او پاداش دهید. رفتاری که فکر می کنید می توان نادیده گرفت راانتخاب کنید، سپس کنار کودک نشسته و به او توضیح دهید که آن رفتار غیر قابل قبول است و شما به آن توجهی نخواهید کرد بلکه به رفتارهای مطلوب او توجه می کنید.

هر بار فقط یک رفتار را مورد بی توجهی قرار دهید و بعد ازحذف آن رفتار، یک رفتار دیگر را برای نادیده گرفتن انتخاب کنید و مثل رفتار قبلی به کودک توضیح داده و پس از آن به رفتار نامطلوب او توجه نکنید. باز هم تاکید می کنیم که مهارت نادیده گرفتن در صورتی موثر است که همراه با نشان دادن توجه و پاداش دادن به رفتارهای مطلوب باشد. در غیر این صورت ممکن است بجای بی اهمیت شدن رفتار غلط، کودک احساس کند وجود او برای والدینش بی اهمیت است.

4)دستور دادن

منظور از دستور دادن این است که بخواهیم کودک کاری را همان طور که از او خواسته می شود، انجام دهد. برای مثال: دندانت را مسواک بزن. اسباب بازی هایت را جمع کن و داخل سبد بگذار.

برای این که دستورهای شما به صورت موثری انجام شوند به نکات زیر توجه کنید:

– اطاعت از دستور را پاداش دهید.

– بهتر است از دستورات ساده تری که مطمئن هستید می تواند انجام دهد شروع کنید.

اغلب مشاهده می شود که والدین دستوراتی به کودکان خود می دهند که آن ها به راحتی نمی توانند آن را انجام دهند. دستوراتی که موثر واقع نمی شوند دارای یکی از خصوصیات زیر هستند:

دستورات زنجیره ای: کودکان هنوز آن قدر توانایی های ذهنی ندارند که همه اطلاعات را به ذهن بسپارند و تمام بخش های آن را به خاطر آورند. در دستورات زنجیره ای چندین دستور در یک زمان به کودک داده می شود. یک راه موثر آن است که این دستورات را به بخش های کوچکتر تقسیم کرده و هر بخش را به تنهایی و جداگانه از کودک بخواهیم که انجام دهد.

مثالی از دستور زنجیره ای نامناسب: لباست را بپوش، دندان هایت را مسواک بزن، موهایت را شانه کن و بعد بیا صبحانه بخور.

دستورات مبهم: این ها دستوراتی هستند که واضح و دقیق نیستند. مثل این که “بچه خوبی باش” در واقع ممکن است که کودک نداند که واقعا چه چیزی از او خواسته می شود. بهتر است مثلا به کودک گفته شود” ا اسباب بازی هایت را با برادرت مشترک استفاده کن”. هر چه اختصاصی و دقیق تر صحبت کنید، بیشتر احتمال دارد که کودک آن دستور را انجام دهد.

دستورات سوالی: در این گونه از دستورات از کودک پرسیده می شود که آیا این کار را انجام می دهد؟ مثلا می خواهیم اتاقش را تمیز کند، ولی با یک جمله سوالی به او دستور می دهیم که « می خواهی اتاقت را تمیز کنی ؟» در صورتی می توانید از این جمله استفاده کنید که واقعا برایتان فرق نکند که اتاق همین الان تمیز شود یا بعدا.در واقع با این جملات مستقیما به او دستور انجام کاری داده نمی شود.

توجه داشته باشیم در هنگام استفاده از دستورات سوالی کودک لجباز می تواند به سادگی بگوید :”نه”. در این گونه موارد به جای استفاده از این نوع دستورات سوالی، ابتدا فکر کنید آیا واقعا می خواهید که دستورتان انجام گیرد، اگر این طور است از این نوع دستورات پرهیز کنید.

5)تنبیه کردن

تنبیه به چه معناست؟ در درجه اول به معنای هوشیار کردن و آگاه ساختن است و گاه به عنوان مجازات کردن هم بکار می رود. به هرحال بایستی آن را از آزار جسمی یا روانی که خشونت وآسیب به فرزند است، جدا ساخت.آیا می توان هرگز تنبیه نکرد؟ تنبیه و تادیب لازم است. هم تشویق و هم تنبیه در پرورش و تربیت کودک نقش دارند ، وکودکی که هر دوی این ها را تجربه نکند ، نخواهد توانست به حد کافی با جامعه بزرگسالانه هماهنگ شود .البته بایستی در نظرداشت که تشویق ابتدایی تر است و لازم است بیشتر رفتارهای تربیتی ما بر اساس پاداش و تشویق باشد.

اگرچه به لحاظ سنتی ، کودکان بدنبال تادیب شدن غرغر می کنند و با گریه کردن به تنبیه واکنش نشان می دهند اما دراصل این محدودیت ها را می خواهند و به آن ها نیاز دارند . کودکی که والدینش او را محدود نکرده اند احساس اضطراب و بی حمایتی می کند . اگر قرار باشد کودکان بر والدین خود تسلط داشته باشد، چقدر امکان دارد که به توانایی والد خود برای راهنمایی کردن وجلوگیری از این که به دردسر بیفتد، تکیه کند ؟

کودک تادیب نشده یاد نمی گیرد که تفاوت رفتاری که دراجتماع پسندیده است و رفتاری که پسندیده نیست را تشخیص دهد . بدون وجود چنین دانشی ، او هنگام ورود به موقعیت های اجتماعی دچار اضطراب می شود، زیرا فاقد امکانات لازم برای جلوگیری از طرد شدگی خود است . علاوه بر این، والدینی که آن قدر ضعیف هستند که نمی توانند محدودیت های تادیبی مناسب را اعمال کنند ، مدل های ضعیفی برای همانند سازی کودک محسوب می شوند و او نیز همین قدر بی کفایت می شود.

همواره متخصصان مشاوره کودک دراصفهان  تاکید می کنند والدین برای اجتماعی ساختن فرزندان شان می باید شوق شرکت در فعالیت های اجتماعی را ایجاد کنند. هرچه فعالیت ها برای کودک لذت بخش تر باشد، کودک انگیزه بیشتری پیدا می کند. استفاده از اجبار و ترس می تواند به انگیزه های مشارکت اجتماعی کودکان آسیب برساند. وقتی که والد خود از فعالیت فرزندش لذت می برد و به شوق می آید، کار راغب ساختن فرزند به فعالیت اجتماعی راحت تر انجام می شود.

کودکی را در نظر بگیرید که از مدرسه به خانه بر می گردد و با غرور و افتخار به والدینش می گوید که یاد گرفته است اسمش را بنویسد. والدین از این موفقیت و دست یافته ی او به وجد می آیند و کودک به خاطر کاری که انجام داده است، احساس غرور می کند . والد کودکی دیگر فقط برای حفظ ظاهر و به طور سرسری از خود واکنش نشان می دهد یا اصلا واکنشی نشان نمی دهد، این کودک که پاداش اندکی دریافت کرده است یا اصلا پاداشی نگرفته است، برای تلاش برای کسب لذت از طریق موفقیت های تحصیلی بی انگیزه می شود. اما والدین همین کودک ممکن است به ورزش علاقه ی ویژه ای داشته باشند، واشتیاق آن ها باعث شود که کودک به ورزش علاقه مند شود و در فعالیت های ورزشی بیشتر شرکت کند.

القای ترس و هراس به کودک ، اگر چه ممکن است به نظر برسد که سریع ترین و احتمالا موثر ترین راه برای مجبور کردن

کودک برای انجام کاری است ، اما مطلوبیت کم تری دارد . کودکی که مشق ریاضی خود را از ترس ناخشنودی افراد مهم زندگیش یا تنبیه شدن توسط آن ها انجام می دهد ، ممکن است هنگام تمرین حل کردن آن قدر عصبی باشد که قادر نباشددرس خود را خیلی خوب یاد بگیرد . یادگیری تحت شرایط مشابه در مدرسه نیزممکن است همین قدر بی ثمر باشد . این گونه ترس و هراس ، هنگامی که مفرط باشد ، می تواند فلج کننده بوده و در آن صورت هیج موفقیتی حاصل نمی شود.

با این حال حتی تحت بهترین شرایط ، همیشه تا حدودی عنصر ترس وجود دارد و آموزش همیشه بر مبنای شوق و علاقه پیش نمی رود. گاهی اوقات حتی کوشاترین دانش آموزان هم از ترس شکست، درس می خوانند ، و گاهی مشتاق ترین هنرپیشه ها نیز از ترس شرمندگی در مقابل تماشاگران، تمرین می کند.

بنابراین ، ترس از درد ، جزو لاینفک موقعیت های انسانی است. والدی که بیان می کند اعتقادی به ترساندن ندارد، از کارهایی که انجام می دهد بی اطلاع است . حتی آسان گیر ترین والد هم فرزند خود را از بعضی چیزها منع می کند و می ترساند. او به کودک خود اجازه ی بالا رفتن از پنجره، راه رفتن بر روی پشت بام ، دویدن به درون ترافیک ، خوردن سم و … را نمی دهد .

هر بار که کودک از انجام این کارها منع می شود ،علاوه بر آن احساس نارضایتی والدین خود را نیز احساس می کند و به تدریج خودش، خودش را منع می کند. این منع در ابتدا بیش از آن که به دلیل درک خطر احتمالی باشد، به دلیل درک این موضوع است که تکرار این رفتار منجر به نارضایتی والدین خواهد شد. با این حال بایستی در نظر داشت که کودکان پیام های نامحسوس و غیر مستقیم را مستقیم دریافت نمی کنند. برخی مواقع فریاد کشیدن بر سر آن ها بسیار موثرتر از آن است که به آرامی همان حرف به آن ها زده شود . سرزنش والدینی احتمالا دردناک ترین تنبیه برای کودک است زیرا احساس کم شدن اعتماد به نفس را ایجاد می کند.

تناسب بین جرم و تنبیه :

“اجازه دهید که تنبیه متناسب با جرم باشد. می توان به کودکی که سر سفره غذا بیش از حد سرو صدا میکند گفت ” اگردست از سر و صدا کردن برنداری، مجبور خواهی شد که به اتاق دیگر بروی و غذایت را جدا بخوری ” . در این جا سرو صدای کودک ، آزار دهنده است . با بیرون فرستادن کودک از اتاق غذا خوری ، والد خود را از دست این آزار خلاص می کند و بنابراین احتمال این که خشمش انباشته شود را کاهش می دهد . کودک این تجربه ی را پیدا می کند که اگر دیگران را آزار بدهد، از سوی آن ها طرد خواهد شد. اگر کودکی حین انجام یک بازی تقلب کند، باید به او گفته شود: ” نگاه کن ! اگر به تقلب کردن ادامه بدهی من دیگر بازی نمی کنم. وقتی تو تقلب می کنی ، بازی دیگر برای من جذابیت ندارد ” .

در این جا نیز اقدام تادیبی متناسب با خطای صورت گرفته است، و فرد تادیب کننده کاری انجام داده است که خود را از منبع تحریک کننده رها کند. با این حال در بسیاری از موقعیت ها سخت است که تنبیهی متناسب بیابیم. نمی توان به کودکی که در یک مسافرت خانوادگی، در ماشین در حال حرکت قشقرق و هیاهو به راه می اندازد، گفت که از ماشین خارج شود . می توان به او گفت که اگر دست از هیاهو برندارد، نمی تواند سوغاتی و یادگاری بخرد . در مورد کودکی که دست خود را در چشم کسی فرو می برد نمی توان عینا همانطور با او برخورد کرد ،اما می باید او را به اتاقش فرستاد تا دوره ای از انزوای اجتماعی و طرد شدگی را تجربه کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *